رییسی اول بار در زمستان ۱۴۰۳ که سرمای استخوان سوز ارتفاعات سیاه سنگ بلده باد سرد را شلاق گونه را بر صورت می نواخت، نرم نرمک، پای بر کوه سنگی برف پوش نهادیم تا رشادت و تلاش سیمبانان و برج بندان زحمت کش گلوگاهی را در ارتفاعات سر به فلک کشیده البرز میانی به تماشا بنشینیم. دگر بار تیرماه ۱۴۰۴ بود که باز بر مراتع ارتفاعات بلده قدم نهادیم و بر صخره های بلند ایستادیم و برج های مرتب و مسلح به سیم های نقره ای دراز که تا افق پیدا بود، نظاره گر بودیم.
در محل برج شماره ۳۹ خط ۶۳ کیلوولت دو مداره پول – بلده که می ایستید، دماوند پیداست و رخ می نمایاند. جای پای گرگ ها و گوزن ها و حیوانات کوهی بر برف زمستان نقش می بندد و شکوه کوه جلوه گری می نماید.
نمی شود فکر کرد که فردی بتواند در ارتفاع ۳۲۵۰ متری و در ماه های آذر و دی و بهمن و اسفند و در زمین پوشیده از برف، به ارتفاع ۳۵ متری با کپسول اکسیژن از دکل صعود کرده و سیم ها را به مقره های شیشه ای و برج های فلزی یخ بسته اتصال دهد. روی سیم ها بخزد و پیچ و مهره های اتصالات را سفت نماید تا مردم در آسایش باشند و نان حلال بر سفره آورده و به تماشای لبخند فرزندان بنشیند.
انتهای بهار بود که این خط مهم و سرسخت برای برق دار شدن در قبل از پیک بار برق ۱۴۰۴ به ایستگاه پایانی نزدیک می شد، البته اگر برف و بوران سنگین روزهای سخت زمستان و بهار، مجال کار را می داد زودتر کار به نتیجه می رسید. هر چند که مردم و رهگذران به سیمبانان راس دکل های آهنین نظاره می کردند و با ذکر صلوات و خداقوت برای آنها آرزوی سلامتی می دادند، اما سختی کار و روزگار که این مردان پولادین را محکم و استوار برای آبادانی کشور ساخته است، برای آنها دست تکان می دادند و کلاه از سر بر می داشتند.
در این کشاکش کار و تلاش، دکتر موسوی تاکامی که همواره از این پروژه سنگین بازدید می نماید، با همراهان برای سرکشی و دیدار با همکاران، از مراحل احداث خط و پست ۶۳/۲۰ کیلوولت بلده به سیاه سنگ در زمستان و تابستان می آمد. او شب قبل را در منزل نیما یوشیج اتراق می کرد و روزها در کنار تکنسین های خطوط و سیمبانان و دکل بندان می گذراند تا باشد که روحیه این انسان های شریف قوی، مضاعف تقویت گردد.
پای صحبت مدیر عامل شرکت برق منطقه ای مازندران و گلستان می نشینیم تا از بلده و خط فوق توزیع نیروی برق و ایستگاه فوق توزیع انتهای مسیر آن بگوید. او اینگونه لب به سخن گشود و گفت:
بلده از دوران کهن بخش مهمی از مازندران بوده و تاریخ آن به دوره های پیش و پس از اسلام تقسیم می شود. تعدادی از علما، اندیشمندان، شعرا، هنرمندان و سیاستمداران مازندران، اهل بلده هستند. این منطقه ۳۳۰ دلاور نامدار شهید را تقدیم نموده است که بسیار ارزشمند و ستودنی است.
بلده، حدود ۷۰ پارچه آبادی از دونا در کندوان تا رزن درهراز را در دل خود جای داده است. این کهن شهر تا شهریور سال ۱۳۲۰، از نقاط پرجمعیت مازندران بوده اما ازشهریورسال ۱۳۲۰ به بعد روند مهاجرت سرعت پیدا می کند. مهم ترین علت مهاجرت مردم به شهرها، ضعف در زیرساخت ها، جاده نامناسب، عدم توجه به توریسم و میراث فرهنگی، بی توجهی به رونق اقتصادی، نبود هتل ها، عدم بازسازی قلعه های تاریخی و عدم توجه به احداث شهرک صنعتی، مسکن، جاذبه های اسکان، دبیرستان ها و جذابیت های لازم برای نسل جوان بوده است. بلده دارای جاذبه های گردشگری فراوان و قلعه ها و بناهای تاریخی بوده اما در طول سالیان گذشته و حال به دلیل عدم توجه به آثار و سرمایه های ملی خبری از این بناها نیست.
ایجاد باغات گیاهان دارویی، توسعه صنایع دستی، رستوران های سنتی، ایجاد راه های دسترسی مناسب به روستاهای اطراف تاریخی نظیر یوش، توسعه سیستم روشنایی خیابان های شهری و روستایی، پیست اسکی، ایجاد مسیرهای کوهپیمایی خانوادگی و حرفه ای و شهرک صنعتی به همراه احداث نیروگاه های بادی و خورشیدی می تواند در جذب توریست و توسعه گردشگری کمک نماید.
